تبليغاتX
پس تو ها
پس تو ها
ميخواهم پستوهايم را بگردم ، آنجا افكاري خاك خورده تلنبار شده است. حالا شما اسمش را بذارين مينيماليسم و يا حرفهاي كوتاه و يا هرحرف ديگري، چه فرقي ميكند؟
84/08/29
 

 

میبینی از وقتیکه پائیز اومده رنگ زندگی هم الوان شده ؟ مواظب دلت باش که رنگ پائیز نگیره . یکرنگ یکرنگ بخوان یکرنگ یکرنگ بمان. یاد دوربینهای سیاه و سپید اسبق بخیر گرچه آنموقع هم دل آدمی دو رنگ داشت

 

 

+ نوشته شده در 3 AM توسط پاتتا.
84/08/22
 

 

قناری پسرک روز جمعه مرده بود . پسرک خانه نبود. روز شنبه بهش گفتم: قناری ات پر کشیده و رفته چونکه پنجره هاباز بودند . طفلکی اخمی کرد و با لحنی غمگین پرسید ، برنمیگردد ؟

اگر کسی بعد از گذشتن از پنجره برگشته ، آدرسش را برایم  " میل بزنید " تا جوابگوی پسرک باشم .

 

 

+ نوشته شده در 2 AM توسط پاتتا.
84/08/21
 

 

وقتی بانومنزل !  آب آشامیدنی را در شیشه "ودکا" در یخچال میگذارد نتیجه اش این میشود که درست وسط ناهار ٬ فرزند پنج ساله اش بد مستی کند . خوبه باباش خونه نبوده . مستی به این باحالی ندیده بود به عمر .

 

 

+ نوشته شده در 0 AM توسط پاتتا.
84/08/20
 

 

گفتم بفرما چایی . سردار ٬ چایی را بالا انداخت . و من فعلا در ته استکانشان غوطه میخورم .

 

 

+ نوشته شده در 2 AM توسط پاتتا.
84/08/19
 

 

آتش کبریت برای روشن کردن یک سیگار ، چقدر افکارتان را منور میکند ؟ در ضمن بچه داری را هم مضاعف کنید . پول اقساط ماهیانه را نیز ! مضاربه ! فروش اقساطی ! بدهی های دستی ! ... دیدن ماه هلال ! اعتکاف ! ( یعنی رفتن به اندرون ) سیاست مملکت ( که خیلی بدم میاد ) و فهمیدن را نیز اضافه فرمائید  . مخچه ای میخواهد که ... من ندارم . آی جماعت ... لطفا مخم را کوک کنید . از راست به چپ بپیچانید لطفا . عین عقربه های ساعت دیواری تان .

 

 

+ نوشته شده در 3 AM توسط پاتتا.
84/08/18
 

 

 از خودش پرسید . من ابزار  پیامم ، یا خود پیام . من خود، پیامم یا ابزارش ؟ 

 

 

+ نوشته شده در 4 AM توسط پاتتا.
84/08/17
 

 

دخترک ٬ در مقابل گل رُز داخل پارک زانو زد  و پرسید چن تا پادشاه از عمرت سپری شده ؟رُز گفت: یکبار عکاسی ازمن عکسی گرفت و من بر همه شاهان خندیدم . رُز اضافه کرد"بهشت زهرا" هم جای باحالی یه . دخترک بلند شد تا جاده مهربانی را پیدا کند .

 

+ نوشته شده در 2 AM توسط پاتتا.
84/08/16
 

 

از خط دروازه رد شده و گل شدم . من یک توپم

 

 

 

+ نوشته شده در 2 AM توسط پاتتا.
84/08/15
 

 

... علیهم اجمعین ... با یک شاخه نبات و  ... من وکیلم ....؟

 رفتم کنار قبر پدرت . من وکیلم ... ؟ گلدون را به من ندادی که . من وکیلم ؟  فرش و کشک را که متمایزی! ، من وکیلم ؟ ... رفته از بزرگانشون اجازه بگیرد .

<< بلند گو>>!

 مسافرین بندر عباس به درب خروجی سه مراجعه کنند . قطار در حال حرکت است . لطفا سوار شوید . 

 

 

+ نوشته شده در 3 AM توسط پاتتا.
84/08/14
 

 

شب ات بخیر عزیزم ! افکار مشوشم در این شب  بدرد تو نمیخوره . خیلی هم دوستت دارم  .

 

 

 

+ نوشته شده در 3 AM توسط پاتتا.
84/08/13
 

 

 " آلتِ دست"  بودن ٬ برای خودمان چه تیریپی دارد ؟ ما هِی این کلمه را برای دیگران فِرتی خرج میکنیم .جایگاه خودمون کجای این کلمه س؟ خب دارم مثل آدم باهات صحبت میکنم . چراپشت ورزشگاه ، خوابت گرفته ؟

 

 

+ نوشته شده در 1 AM توسط پاتتا.
84/08/12
 

 

کیس  مان ریده مالی شد . پاورمون ظاهرا گند زده بود .  دادیم روبراش کردن . وسط  اینکارا ،  فیلم " پرواز فونیکس " را دیدم . کاش همیشه کیسمون  خراب بشه . عجب فیلمی بود .

 

 

+ نوشته شده در 4 AM توسط پاتتا.
84/08/11
 

 

 هنوز از مهتاب خبری نیس . حتی ته کونی یا چیزی کمتر از این . فردا ٬ بازم بو های جنتی معده عباس

 

 

+ نوشته شده در 3 AM توسط پاتتا.
84/08/10
 

 

 

آئینه هم ، آن آینه های قدیم . میتوانستی حتی از رسوب گرفته اش در حمام هم استفاده کنی .

 

 

+ نوشته شده در 2 AM توسط پاتتا.
84/08/09
 

 

 باید ریشش را هر روز بتراشد  . ناخن پاهایش را بگیرد و همچنین ناخن دستانش را . ناخن بلند مرد زیبا نما نیست .  موهایش را هم حداقل یکماه به یک بار کوتاه کند . سبیل اش را هم باید تنظیم کند . تا از روی دیوار نیفتد پائین . این یک مرد است . مرد بودن هم زحمت خودش را دارد تا وارد قلب دل نیشابوری کسی شود . نان آوری اش پیش کش . ابرو کمان باشد بهتر . قدش کوتاه نباشد بهترتر . هیچ بوی عرقی ندهد محشر . سیگار نکشد محشرتر .

مرد :خانم برو بذار کارمون را بکنیم . این لوله ترکیدگی داره . 

 

 

+ نوشته شده در 1 AM توسط پاتتا.
84/08/07
 

 

معصیتی گریبانگیرتر از اینکه به وجودم آوردند ، نیافتم

 

 

+ نوشته شده در 4 AM توسط پاتتا.
84/08/06
 

 

خیلی قیافه حق به جانبی گرفته بود . اصلا فکر نمیکرد فردای همین دیروز خواهد مرد .

 

 

+ نوشته شده در 6 AM توسط پاتتا.
84/08/05
 

 

اینجا شب است و صدایی آمد . گفت: همسایه نترسی ها٬من روی دیوارم٬داریم فرش هایمان را روی دیوار پهن میکنیم٬با خودش گفت: گرچه این دیوار مشترک است اما گفتم خبری بدهم.با فریادی دیگر گفت:شنیدی ؟ من پیامش را گرفته بودم قبل از اینکه صدایش را بشنوم . خود را به کنجی رساندم که از دید همسایه در امان باشم . روم به دیوار شد !

 

 

+ نوشته شده در 4 AM توسط پاتتا.
84/08/04
 

 

ما به توافق رسیده ایم که من " آدم " باشم  و او ماهی داخل دریا یعنی "حوا " . اگر من نتوانم که از یک ماهی ، هر ماهی ! یک بوس بگیرم .  از<< آی سی یو>> بروم توی بخش . او هم با شکی لاعلاج قبولم کرد .

 

 

+ نوشته شده در 1 AM توسط پاتتا.