میبینی از وقتیکه پائیز اومده رنگ زندگی هم الوان شده ؟ مواظب دلت باش که رنگ پائیز نگیره . یکرنگ یکرنگ بخوان یکرنگ یکرنگ بمان. یاد دوربینهای سیاه و سپید اسبق بخیر گرچه آنموقع هم دل آدمی دو رنگ داشت
قناری پسرک روز جمعه مرده بود . پسرک خانه نبود. روز شنبه بهش گفتم: قناری ات پر کشیده و رفته چونکه پنجره هاباز بودند . طفلکی اخمی کرد و با لحنی غمگین پرسید ، برنمیگردد ؟
اگر کسی بعد از گذشتن از پنجره برگشته ، آدرسش را برایم " میل بزنید " تا جوابگوی پسرک باشم .
وقتی بانومنزل ! آب آشامیدنی را در شیشه "ودکا" در یخچال میگذارد نتیجه اش این میشود که درست وسط ناهار ٬ فرزند پنج ساله اش بد مستی کند . خوبه باباش خونه نبوده . مستی به این باحالی ندیده بود به عمر .
آتش کبریت برای روشن کردن یک سیگار ، چقدر افکارتان را منور میکند ؟ در ضمن بچه داری را هم مضاعف کنید . پول اقساط ماهیانه را نیز ! مضاربه ! فروش اقساطی ! بدهی های دستی ! ... دیدن ماه هلال ! اعتکاف ! ( یعنی رفتن به اندرون ) سیاست مملکت ( که خیلی بدم میاد ) و فهمیدن را نیز اضافه فرمائید . مخچه ای میخواهد که ... من ندارم . آی جماعت ... لطفا مخم را کوک کنید . از راست به چپ بپیچانید لطفا . عین عقربه های ساعت دیواری تان .
دخترک ٬ در مقابل گل رُز داخل پارک زانو زد و پرسید چن تا پادشاه از عمرت سپری شده ؟رُز گفت: یکبار عکاسی ازمن عکسی گرفت و من بر همه شاهان خندیدم . رُز اضافه کرد"بهشت زهرا" هم جای باحالی یه . دخترک بلند شد تا جاده مهربانی را پیدا کند .
... علیهم اجمعین ... با یک شاخه نبات و ... من وکیلم ....؟
رفتم کنار قبر پدرت . من وکیلم ... ؟ گلدون را به من ندادی که . من وکیلم ؟ فرش و کشک را که متمایزی! ، من وکیلم ؟ ... رفته از بزرگانشون اجازه بگیرد .
<< بلند گو>>!
مسافرین بندر عباس به درب خروجی سه مراجعه کنند . قطار در حال حرکت است . لطفا سوار شوید .
" آلتِ دست" بودن ٬ برای خودمان چه تیریپی دارد ؟ ما هِی این کلمه را برای دیگران فِرتی خرج میکنیم .جایگاه خودمون کجای این کلمه س؟ خب دارم مثل آدم باهات صحبت میکنم . چراپشت ورزشگاه ، خوابت گرفته ؟
کیس مان ریده مالی شد . پاورمون ظاهرا گند زده بود . دادیم روبراش کردن . وسط اینکارا ، فیلم " پرواز فونیکس " را دیدم . کاش همیشه کیسمون خراب بشه . عجب فیلمی بود .
هنوز از مهتاب خبری نیس . حتی ته کونی یا چیزی کمتر از این . فردا ٬ بازم بو های جنتی معده عباس
باید ریشش را هر روز بتراشد . ناخن پاهایش را بگیرد و همچنین ناخن دستانش را . ناخن بلند مرد زیبا نما نیست . موهایش را هم حداقل یکماه به یک بار کوتاه کند . سبیل اش را هم باید تنظیم کند . تا از روی دیوار نیفتد پائین . این یک مرد است . مرد بودن هم زحمت خودش را دارد تا وارد قلب دل نیشابوری کسی شود . نان آوری اش پیش کش . ابرو کمان باشد بهتر . قدش کوتاه نباشد بهترتر . هیچ بوی عرقی ندهد محشر . سیگار نکشد محشرتر .
مرد :خانم برو بذار کارمون را بکنیم . این لوله ترکیدگی داره .
اینجا شب است و صدایی آمد . گفت: همسایه نترسی ها٬من روی دیوارم٬داریم فرش هایمان را روی دیوار پهن میکنیم٬با خودش گفت: گرچه این دیوار مشترک است اما گفتم خبری بدهم.با فریادی دیگر گفت:شنیدی ؟ من پیامش را گرفته بودم قبل از اینکه صدایش را بشنوم . خود را به کنجی رساندم که از دید همسایه در امان باشم . روم به دیوار شد !
ما به توافق رسیده ایم که من " آدم " باشم و او ماهی داخل دریا یعنی "حوا " . اگر من نتوانم که از یک ماهی ، هر ماهی ! یک بوس بگیرم . از<< آی سی یو>> بروم توی بخش . او هم با شکی لاعلاج قبولم کرد .