حادثه شنیدنی : جای بسی خوشحالیست که در مملکت جمهوری اسلامی ٬ مجلس مقننه قوانینی را مطرح و تصویب میکند که نشانگر اينست كه هیچ ایرانی ٬ کمبود و گرفتاری ندارد . طوریکه نسبت به مد و مدل لباس نیز اخیرا مصوبه ای داشته ٬ که میرساند مردم مملکت به اندازه ای در رفاه و آسایش است که فقط مشکل لباس داشته ٬ که آنهم الحمدالله وسیله نمایندگان مردم به تصویب رسید . خدا عاقبت همه را بخیر گرداند که ما عاقبت به خیر شدگانیم . تو چي ؟
درك لب مطلب: در زمانهاي قديم پادشاهي بود خوش باور . از نزديكان خود فردي را به نخست وزيري تعيين كرد . نخست وزير نيز وزراي ديگر را تعيين ميكرد . اتفاقا " وزير "دوستي داشت كه بيسواد بود . اين دوست از نخست وزير خواست كه به پاس دوستي هامان سمتي به من وا گذاريد . نخست وزير اين يكي را وزير بهداري كرد . و به او آموخت فقط زير نامه هايي را كه برايت مي آورند يك ضربدر بكش . روزي به پادشاه وقت از هندوستان يك فيل هديه آوردند. اتفاقا فيل اهدايي مريض شد . پادشاه به نخست وزير گفت : كه وزير بهداري را بياورد تا فيلش را معالجه كند . وقتي وزير بهداري آمد. شروع به گردش به دور فيل كرد . پادشاه به تصور اينكه فيلش با ارزش است گفت: آفرين به وزير بهداري كه خودش را تصدق فيل شاه ميكند . و به اندرون رفت .
نخست وزير به وزير بهداري گفت : لااقل چيزي به فيل ميدادي كه شاه گمان كند فيلش را درمان كرده اي . وزير بهداري پاسخ داد . من دور فيل ميگرديدم تا سر آن را از ته اش تشخيص دهم .