درست ظهر امروز٬ سرقت انجام گرفت . مسلحانه بود . دو تیر بیشتر هم در نکردن نامردان سارق . آنها چار نفر بودن با دو تا موتورسیکلت هوندا و کاسکتهایی بر سرشان . همه طلاهای ویترین علی را با شکستن شیشه ویترین به یک کیسه گونی لعنتی خالی کردند و بردند حتی قاب طلاهارا هم!
پلیسهای ۱۱۰ از گرد راه میرسند البته با تاخیری بیست و پنج دقیقه ای پس از تلفون!! بعدش هم از آگاهی می آیند :( از پوکه ها میشود فهمید که گلوله ها عراقی ان !)شکر که امنیت برقرار است . به هر حال طلاها رفت صاحب مغازه "علی" وقتی از ناهار برمیگردد تا نوک بینی اش زرداسپید میشود و امنیت را محسوس احساس نمیکند . میگوید همش وام از بانک کشاورزی بود و مقداری پول خونه ام که فروخته بودم . الان علی هم بی خونه شد و هم بی سرمایه *یا علی*