برای صحبت با کُنت زمانی باید گرفت . این زمان مربوط به ژان نخواهد بود . تلفن زنگ میزند .
دنیا عاشقانه ادامه پیدا میکند . این دختر نیکلا عجب زیباس .
آبٍ قسم را دم کرده خواهم خورد.
زنگ نزن و ما را بجا بیاور لعنتی !
پسر عمه ام رو از دیوونه خونه نجات بدین . داره بالا میاره . اوه
نیگا کن بالا آورد .
اینا نسل آینده من خواهند بود . خدا حافظ آقای ژانیویر . عجب بوی بدی میاد اینجا .
چن لحظه اجازه بدین . خواب را بر خود حرام میکنم اکنون . میخواهم تیکه تیکه کنم افکارم را .