وقتی قرص اکس را توی جیبش گذاشت دل تو دلش نبود . با خودش گفت شب پنج شنبه است فردا هم که تعطیله . چه کیفی میکنم امشب . وارد اطاق خودش شد . بلافاصله قرص را بالا انداخت . بطرف دستگاه سی دی رفت . آهنگ قدیمی < انیمالز >پینگ فلوید رو پیدا کرد . یواش یواش میرفت تو حال ... نمیدونم از کدام مسیر روحی پرتاب شد به اینجا که ... رفت توی آشپزخانه . دنبال کارد بزرگ میگشت . اونو پیدا کرد باز به اطاقش برگشت . بی اختیار زیپ شلوارش را باز کرد . آلت تناسلی پسرانه اش را بیرون آورد . سرش را گرفت و آنرا عین کش تمبان ننه اش بطرف بیرون کشید . کارد آشپزخونه را به اولین نقطه اتصال بدنش نزدیک کرد . بلافاصله آنرا از ته قطع کرد . خون همه جا را گرفت . از پنجره بیرون پرید و آلت تناسلی اش را پشت بام خانه پرتاب کرد ....الان توی بیمارستانه ۲۲۸ تختخوابیه . شایدم مرده باشه . آلتش را توی یک شیشه الکل برای وصل مجدد نگه داشته بودند تا ظهر . جمعه ۷/۱۲/۸۳