ميخواهم پستوهايم را بگردم ، آنجا افكاري خاك خورده تلنبار شده است. حالا شما اسمش را بذارين مينيماليسم و يا حرفهاي كوتاه و يا هرحرف ديگري، چه فرقي ميكند؟
84/06/25
در بیرون قاب عکست حاضرم و تو چشمانت را به آن دورترها دوخته ای٬ هنوز برای نگاهت لحظه ها را به انتظار فروخته ام . همه افکارم٬ عشق آویزانی است که بر گلوی برگی پاک ٬ رگه زده شده است .