دخترک جلوی آئینه نشسته و با خودش چنین زمزمه کرد اگر بخواهم دختر خوبی باشم حرف بابا و
مامان را باید گوش کنم این یک .در را به غریبه ها بازنکنم این دو . سوم اینکه به اجاق گاز و کبریت و
فندک هم دست نزنم . چهارم اینکه ..... وای برقها رفت ..... کبریت کجاست