نی لبکم را از من نگیر . میخواهد فاتحه ای از نوع دیگر بر این آدمی بنوازد . نی لبکم خودش میفهمد
که برای باهم بودنمان هوایی گشاده باید داشت. ریه ای پر از اکسیژن . پستویی بدون دوربین ! نی
لبکم بد جوری هوای یار میکند . بد جوری
نی لبکم را از من نگیر . میخواهد فاتحه ای از نوع دیگر بر این آدمی بنوازد . نی لبکم خودش میفهمد
که برای باهم بودنمان هوایی گشاده باید داشت. ریه ای پر از اکسیژن . پستویی بدون دوربین ! نی
لبکم بد جوری هوای یار میکند . بد جوری
..........
ز طبیب پَست فطرت مَطَلب دوا ٬ بده جان
که نیارزد این تمنا ٬ به حیات جاودانی
...........
.......................... داشت خفه میشد . جورابهاشو در آورد . . ......................
ای آقا ! یک نفر داشت خفه میشد . احساسش این بود که گردنش در یه مقدار پائین تر از زانوشه .
همین
روزنه ای را مییابد . سوسوی نوری شاید از آن پشت چشمک میزند . دلش مقداری آرام میگیرد
برای خودش برنامه میریزد . در خیالش روزنه بزرگتر شده و سوسوی نور هم افزونتر و او هم
امیدوارتر . غلطی میزند و آنطرف نچسبیده بدنش را به تشک میمالد . آرامشش ٬ هنوز بغل
دستش خوابیده . دست به رویاهایش میبرد و میبیند٬ هنوز زود است دنیای بین این خود و آن
خود دیگرش را مفهوم باشد . این یکی خودش را ٬ در بین بازوان خیال انگیز پس تو هایش ول
میدهد و آن یکی خود را بی سرپرست میگذارد .
وقتی گرگ روباه میشود دریده شدن من و تو حتمیست . میدونستی ؟
مثل باد آمد
و مثل باران
زدود خاکهای دلها مان را
وقتیکه باد معنی دیگری از خود بجا میگذارد
و باران امید روئیدن را با خود همراه ندارد
من در ته جاده
خواب آلوده خواهم ماند .
گر چه اینک نه بارانی هست و نه بادی در گذر
من هنوز به امیدشان ره میسپارم
شب را و روز را
هنوز را نیز
داشتم مصاحبه ابراهیم یزدی رو تو روزنامه میخوندم دیدم چیزی رو میخونم که باد هواست . باد هوا
چیزیست میان باد و هوا (حتما مطلع هستین که ) از نوزادیٍ خودم عاشق این کلمه بودم
نهضت آزادی
نتیجه این نهضت (نوه و نبیره و نتیجه )
بعد از ۱۳۴۴ سال دیگر حتما نمایان خواهد شد . اگه دیرتون میشه ٬ شما بفرمایین ما هستیم هنوز
چند کلمه با خودم :
آخه تو رو چه به سیاست (جمله ایکه از پستوهایم تراوش میکند )و من پاسخی نمی یابم . میخواهم
بروم و کپه مرگم را بذارم .
پ . ن : بخاطر اکبر آقا ما اصغر کردیم این پستوهامونرو ! از پستوها فعلا اکبر آقا شدیم . اگه کسی
سراغمون رو گرفت تا یک هفته اکبریم .تا بعد
فرمودن سکوت ! و ما سکون فرمودیم . انتظار بیشتری داشت از ما . گفتم : تو بگو "خ "ما میفهمیم که
فرمودین خیاط . لطفا اگه خیاط آشنا دارید سایز بدین .اگه خیاط آشنا ندارین خودتون جیب پول شلوارتون
رو رفو کنید . البته از رو !
وقتیکه میشود در سایه سپیدار بلند خوابید ٬ چرا از نوع چوب عصا حرف بزنیم